امیرحسین جان 5 سال و 5 ماه و ارميا كوچولوامیرحسین جان 5 سال و 5 ماه و ارميا كوچولو، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

ღ امیرحسین و ارمیا پسرای خونه ماღ

شيرين زبوني هاي اين روزها

1390/10/26 19:35
نویسنده : مامان ستاره
241 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزيز دلم همين جور كه خودت ميدوني شرايط كار بابايي جوريه كه يه مدت پيش ماست يه مدت هم سر كار به همين دليل هروقت بابايي مي آد تموم وقتمون اختصاص ميديم به بابايي.اين روزها يه كارهاي جالب و خنده داري ميكني توي مهد كودك هم زبان فرانسه ياد ميدن هم زبان انگليسي و خيلي خوب پيشرفت كردي خيلي با خودت حرف ميزني يعني قدرت تخيلت اينقدر به نظرم بالاس كه تو خونه با تمام همكلاسيهات داري بازي ميكني حرف ميزني ديشب من داشتم لباسهايي كه شسته بودم تا ميكردم و همين جور تو فكر بودم يهو بلند گفتي همه بچه ها تكرار كنن خداييش ترسيدم آخه تو خيالات بودم داد زدي. وات ايز ايت؟ ديس ايز فيش خندهبچه ها همه با هم تكرار كنن كپتال اي(A) اسمال آ(a)نیشخندبچه ها D لوك لايك سگقهقهه(DOG) آ،آ آكتاپس كه همون اختاپوس باشه آر آر رابيت.يهو مياي پيشم به من ميگي تيچر هانيه؟تعجبمنم كه فقط مات و مبهوت نگاه ميكنم چي ميخواي بگي بعدش به من ميگي بيا ببين ويانا داره چيكار ميكنه ميگمچيكار ميكنه بهم جواب ميدي با من تكرار نميكنه باهاش دعوا كن بعدش خودتجواب ميدي نه دعوا بده .بچه ها وات ايز ايت؟ايت ايز كو COW،وات ايز ايت ؟ايت ايز ذرتنیشخندايتس ا قورباغه نه بچه ها بگيد فراگFROGبچه ها اين انگليش نو فارسي .از مربيت هم پرسيدم من اين روزها اصلا نميتونم به اميرحسين رسيدگي كنم درساش چطوره؟ خيلي ازت راضي بود.كلاس موسيقي هم كه عاشقشي تو كل هفته منتظر دوشنبه هستي هر وقت ميپرسي امروز چند شنبه اس ميگم پنج شنبه اس ميگي 4 تاي ديگه مونده تا كلاس موسيقيم يعني چهار روز ماچ.امروز هم كه داشتيم ميرفتيم كلاس موسيقي تو خيابون سر يه پيچ يه تصادف كوچولويي كرديم ميخواستم بپيچم يه موتور پيكي از پشت زد بهم.به من ميگفتي مامان بيا بريم كلاس موسيقيم دير شدانیشخندبهت گفتم اي پدرسوخته چقدر تو فكر كلاست هستي.موتوري كه همون موقع در رفت موبايلم داشت زنگ ميخورد منم كه داشتم نگاه ميكردم چي شد ماشين يهو صدات شنيدم به بابايي ميگفتي يه پدرسوخته ايي زد به ماشين ماماني و در رفتشِکـْـلـَکْ هآے خآنومےدهنم باز موند كه چه به سرعت حرفي كه از تو دهنم در رفت زدم بهت، انتقال دادي.امروز براي من روز خوبي نبود بعد از تصادف مدارك ماشين كه باهام نبود از بس عجله كردم يادم رفت مدارك بردارمتو يه كوچه رفتم براي پارك حواسم نبود سركوچه به تابلو كه يه طرف اس خلاصه خلاف رفتم يه ماشين گشت انتظامي جلوم گرفت ببينيد تو رو خدا شانس رومنم كه مدارك باهام نبود عمو حميد هم گوشي برنميداشت كه بگم مدارك برسونهماموره هم بد اخلاق گفت بريم ماشين توقيف ،توقيف شدن هم كه هزار مصيبت داره دادگاهي و........... كلي مشكلات كه خوشبختانه يه سرهنگ مهربون خورد به پست من بعد از اينكه افسر نيرو انتظامي رفت بهم گفت برو و كلي خوشحال شدم خلاصه بگذريم از اين حرفها اميرحسين من كه كلي ميخندم تو خونه به كارهات هر جا A ميبيني ميگي لا لالايي كرده عزيز دلم كه قاطي كردي اما اشكال نداره به مرور زمان درست ميشه A توي كلاس موسيقي يه نت هست كه لا ميخونين به خاطر اينكه بچه ها تو ذهنشون بمونه با نت ها يه شعر درست كردن كه اينجا A كه ميبيني ميخوني لا لالايي كرده C دو دهنش بازه D ر شكمسش گنده اس E مي شبيه شونس F فا يه پاش شكسته G سل آبنبات داره A لا لالايي كرده B سي دوشكم گنده دارهچشمک

بهت ميگم حالا اين چيه A؟ميگي لا لالايي كردهچشم ميگم اين اي هست ميگي نه مامان اين لا هست لا.درست ميگي ها تو كلاس موسيقي A ميشه لا اما من به انگليسي ازت ميپرسيدمابله

بعدش ميگي نه نه تيچر هانيه بهمون ياد داده كپتال اي اسمال اي .اين اي هستعزيز دلم ميدونم چند تا آموزش با هم سخته اما بهترين زمان يادگيري الانه اگه بزارم بزرگتر شي اونموقع برات سخت تر ميشه

اينم يه عكس با مادرجون صديقه و ريحان عسلي دختر خاله جونت

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)